
شکسته سازغرورم به اقتضای زمان
ولی صبور صبورم به اقتضای زمان
گهی که ازتب وداغ فراق می سوزم
چو آتشم چو تنورم به اقتضای زمان
مشوشم وقرارم به هیچ عالم نیست
درالتهاب حضورم به اقتضای زمان
خیال وصل چوافتد به جان شب زده ام
شبیه چشمه ی نورم به اقتضای زمان
چنان به دام خیالت دلم گرفتاراست !!
زجمع وجامعه دورم به اقتضای زمان
عجیب می فشرد گاه غم وجودم را
رقیب بزم وسرورم به اقتضای زمان
مرابه (نجمه) من خسته بازگردانید
زخویش خویش چه دورم به اقتضای زمان...
عشرت جبارزاده (نجمه)
برچسب:
نویسنده: آیدا